محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

8

تحفه خانى ( فارسى )

با غيرش از اشخاص نوع و همچنين مر آن شخص را مزاجيست معتدل كه بر آن مزاج بر افضل احوالى نيست درين حين و آن شخص باقيست حين تغير مزاجش بر اعتدال مزاجش كه سابقا بود ليكن درين حين بر افضل احوال نيست پس در اعتدال مزاج بر شخص بحسب احوال تفاوت جاريست زيرا كه اعتدال مزاجى كه او را بر افضل احوال است غير اعتدال مزاج سابق است و اين را اعتدال بحسب ذات شخص مىنامند نه باعتبار قياس بغيرش از اشخاص و همچنين در هر عضو مزاجيست خاص به آن عضو كه آن عضو متقوم با آن مزاجيست و اين مزاج را اعتدال عضوى مىنامند و همچنين اعضا را مزاجى بر افضل احوال مىباشد كه در بعضى اوقات نبود و اين مزاج ديگر است و اين مزاج عين تغير حالست و اين مزاج را اعتدال بحسب عضو وحده مىنامند نه قياس بغيرش اعضاء پس در نوع انسانى نيست وجه از اعتدال مزاج مقصودست و همه اعتدال مزاج يك نوع است كه انسانى است غايتش بتجويز عقل اقسام پيدا مىشود و هيچ‌يك ازينها خارج مزاج انسانى است پس ببايد دانست كه اعدل انواع بحسب مزاج انسانست و اعدل اصناف سكّان خط استوا ست پيش اكثر - و بعد از آن سكّان اقليم رابع پيش بعضى و هريك ازين دو طائفه را بر مدعاى خود دلايل روشن‌ست و اين از جمله مسلمات واجب الاذعانست نزد اطبا او اعدل اصناف از اعدل صنف است جلد است خصوصا جلد كف و خصوصا جلد اصابع يد و خصوصا جلد انمله السبابه كه آن را مسبّحه نيز مىنامند و بر پهلوى ابهام است و ازين جهت كه